|
انتخابات اخير ايران
نشان داد که چگونه محافظه کاران و باند مافياي
مثلث شوم زر و زور و تزوير بسادگي از تلويزيونهاي24
ساعته ساکن در لوس انجلس براي پيشبرد اهداف
خود استفاده ميکنند.صاحبان و مجريان اين
شبکه هاي تلويزيوني از ماهها پيش مردم را
دعوت به تحريم انتخابات نمودند وسازمان امنيت و اطلاعات
کشور بر خلاف هميشه که با فرستادن پارازيت
مانع پخش برنامه هاي اين شبکههاي تلويزيوني در داخل
ايران مي شدند اما اينبار اجازه دادند که پيام
تحريم به گوش آن دسته از مردم که داراي ماهواره هستند
برسد زيرا اصولا اکثريت خانواده هايي که
داراي تلويزيونهاي ماهواره اي هستند ازجمهوري اسلامي ايران و بخصوص
از ولايت فقيه و ارگانهاي غير انتخابي
مانند شوراي نگهبان ناراضي هستد و چنانچه اين خانواده
ها در انتخابات شرکت ميکردند به اصلاح
طلباني مانند دکتر معين راي مي دانند نه به ذوب شدگاني در
ولايت فقيه مانند احمدي نزاد و
قاليباف. به همين خاطر يک راي تحريم
کننده مبدل شد به يک راي براي
احمدي نزاد و اينبار نيز شوراي نگهبان و
سپاه پاسدارن و يسيجيان باداشتن تمام ارگانهاي قدرت و
تبليغات و کنترل بيش از 80 درصد از يبت
المال با برنامه اي دقيق و ازپيش تدارک ديده و با هزاران
دسيسه و تقلب توانستند احمدي نزاد را
همراه با رفسنجاني به دور دوم انتخابات
بفرستند. تاکتيک
تحريم در زماني که حکومت اجازه هيچگونه
نقد اين تاکتيک را به حاميان اين
تاکتيک نميدهد تا مردم
عادي به اهميت اين نافرماني مدني پي
ببرند و از آن بصورت ابزاري براي پييشبرد آزادي و دمکراسي
استفاده کنند کاري اشتباه است . حاميان
تحريم معتقد بودند که تحريم ميتواند از مشروعيت نظام ولايت فقيه
در جامعه بين المللي بکاهد و اين باعث
خواهد شد که دول خارجي دست از حمايت اين نظام بردارند.
اما در اين نوع نگرش دو اشتباه وجود دارد.
اولا جمهوري اسلامي بخصوص بخش غير منتخب
آن يعني ولايت فقيه و شوراي نگهبان ساليان
زيادي است که ميدانند در داخل و در
خارج مشروعيت ندارند اما تا زماني که تمام قدرت و ثروت کشور
در اختيار آنهاست اهميت هم نميدهند که
مشروعيت دارند يا نه. آنها با بستن
قراردهاي استعماري و بستن قراردهاي
اقتصادي کلان با اتحاديه اروپا و کشورهاي
ديگر به حکومت ديکتاتوري خود ادامه خواهند
داد. دوما زمينه هاي يک انقلاب
گسترده مردمي بر عليه نظام ولايت فقيه و
ابزارهاي اختناق مانند شوراي نگهبان و
سردمداران سپاه پاسداران و بسيحيان در حال
حاضر در ايران وجود ندارد و بر خلاف انقلاب
57 که دانشگاهها و مساجد مراکزي بودند براي
ايجاد همبستگي بين آحاد مردم بر عليه نظام
وقت و کشاندن مردم به خيابانها و راه
انداختن تظاهرات بزرگ خياباني امروزه
مساجد و دانشگاهها در اختيار کامل طالبان و
مافياي قدرت ميباشند و کوچکترين حرکتهاي
آزاديخواهانه دانشجويان به ضرب و شتم و
زندان منتهي ميشود. از همين رو من به
عنوان يک شهروند ايراني با اينکه کليت نظام
را زير سوال ميبرم و انتخابات اخير ايران را
به هيچ وجه سالم و آزاد نمي بينم معتقد هستم
که با در نظر گرفتن واقعيتهاي موجود در
ايران انتخاب دکتر معين ميتوانست گامي مثبت
در راستاي دمکراتيزه کردن ايران ميبود و
راه مردم ايران را براي عقب نشاندن نظام
ولايت فقيه هموارتر مي کرد. درست است که
اصلاح طلبان و بخصوص آقاي خاتمي موقعيتهاي
بسياري را از دست دادند و آقاي خاتمي بارها
در مقابله با تاريک انديشان و طالبان
شوراي نگهبان عقب نشيني کرد ولي فراموش
نکنيم که گروه زيادي از اين اصلاح طلبان
مردانه در مقابل مافياي قدرت و متحجرين
شوراي نگهبان ايستادگي کردند تا بدانجا که
تمامي آنها با حکم خکومتي آقاي خامنه اي از
نمايندگي مجلس برکنار شدند و دو رکن اساسي
دولت يعني قوه قضاييه و قوه مقننه يکپارچه
در اختيار نيروهاي طالباني قرار گرفتند.
اکنون با گذاشتن احمدي نزاد در کنار
رفسنجاني مردم با انتخاب مشکلي روبرو
هستند. از يکسو آقاي رفسنجاني به هيچ وجه
نماينده خوبي براي آزاديخواهان و جوانان
ايران نيست ولي سپردن رييس جمهوري به
عروسک بي اراده ولايت فقيه و سپاه
پاسداران و بسيجيان ميتواند جو سياسي
ايران را به مراتب از ايني که است بدتر کند
و بطور حتم احمدي نزاد و باند مافيايي حامي
وي جمهوري اسلامي فعلي را که بسيار هم
ناقض حقوق شهروندان ايراني ميباشد به
حکومت اسلامي تبديل خواهد کرد. از
اينروست که من معتقدم مردم آزاديخواه
ايران بايستي در دور دوم به آقاي رفسنجاني
راي دهند تا تو دهني محکمي به شوراي نگهبان
و حاميان ولايت مطلقه فقيه که اساسا پديده
اي ضد اسلام و ضد انساني است بزنند و بعدا
با همسو کردن نيروهاي خود و تدارک ديدن
يک جبهه متحد مردم را براي بازپس گرفتن
حقوق انساني آنها راهنمايي کنند. مردم
تحت هيچ شرايطي نبايد اجازه دهند که
مافياي ظلم و ستم احمدي نزاد را به کرسي
رييس جمهوري بنشانند. البته همگان
ميدانند که راي به رفسنجاني لزوما راي به
شخص وي و جمهوري اسلامي نيست بلکه با در
نظر گرفتن شرايط پيش آمده اين يک
تاکتيک مبارزاتي ميباشد تا اجازه نداد
طالبان ايران تمامي قدرت را به دست گيرند.
براي رسيدن به آزادي و دمکراسي مردم
بايستي در صحنه حضور فعال داشته باشند و با
حمايت از دانشجويان مبارز و زندانيان
سياسي پله هاي دشوار دمکراسي و مردم
سالاري را بپيمايند.
من تعجب ميکنم که
هنگامي که خانواده هاي زندانيان سياسي
مانند آقاي ناصر زرافشان و اکبر گنجي و
بقيه که با شهامت اعلام ميکنند که در
اعتراض به زنداني بودن اين عزيزان در
مقابل زندان دست به تحصن ميزنند مردم عادي
و هنرمندان و ورزشکاران به حمايت از آنها
برنمي خيزند و نيروهاي انتظامي با وقاحت
به ضرب و شتم اين عزيزان ميپردازند. کجا
رفته آن شرف ايراني و غيرت مردم مبارز که
با بي تفاوتي خود اجازه ميدهند گروهي اندک
با افکار ارتجاعي و طالباني 26 سال خون مردم
را در شيشه بکنند و باعث اين همه فلاکت
و فقر و فحشا در ايران عزيز ما باشند.
مگر نه اين است که آزادي و دمکراسي گرفتني
است و نه دادني پس چرا مردم در مواقعي که
بايستي از مبارزين راه آزادي حمايت کنند
در خانه مي نشينند و نظاره گر اين همه ظلم و
جور هستند. همانطور که طالبان ايران با
برنامه ريزي قبلي و با کمک افراد بسيجي و
لباس شخصي ها نشست هاي کوچک اصلاح طلبان و
ديگر مبارزين راه آزادي را به هم ميزنند و
جوانان غيور اين مملکت را کتک ميزنند مردم
عادي نيز بايستي احساس مسئوليت کنند و
بطور خودجوش از مبارزين راه آزادي و
خانواده هاي آنها حمايت کنند.
نهايتا اميدوارم که
مديران و
مجريان تلويزيونهاي آپوزسيون ساکن لوس
انجلس دست از
مفسر سياسي بودن بردارند
چون اولا اينکاره نيستند و من مطمئنم
اکثر آنها در تمام عمر خود حتي يک
کتاب سياسي هم نخوانده اند و اگر واقعا
مايل هستند در داخل ايران آزادي و دمکراسي
برقرار شود دست از خودمحوري بردارند و فقط
وظيفه خود را در نقش يک روزنامه نگار که
بلندگوي صداهاي مبارزين داخل ايران باشند
انجام دهند. اما از آنجايي که من خود يک
ايراني مقيم لس انجلس هستم و با خلق و خوي
صاحبان اين تلويزيونها آشنايي دارم بعيد
مي دانم آنها چنين کاري را انجام دهند و از
اينروست که اميدوارم مردم داخل ايران براي
برقراري آزادي و دمکراسي و جدايي دين از
سياست از مخالفين وطنپرست داخل ايران الگو
بگيرند و با حمايت خود از زندانيان
سياسي تا مرحله آزادي تمامي آنها از پا
ننشينند و قدم به قدم راه دشوار دمکراسي و
مردمسالاري را طي کنند.
.
|